بریم سراغ یه قصه جذاب!
قصه آقا مصطفی، مرد قوی و دلیر
یکی بود یکی نبود، یه آقا پسر خیلی خوب و شجاعی بود به اسم مصطفی. مصطفی خیلی به امام حسین (ع) و حضرت زینب (س) علاقه داشت. وقتی شنید که به حرم حضرت زینب (س) تو سوریه حمله شده، خیلی ناراحت شد و تصمیم گرفت بره اونجا از حرم خانم زینب (س) دفاع کنه.
توی این کتاب قشنگ، ماجراهای خیلی جالبی از زندگی آقا مصطفی رو میخونیم. میفهمیم که چرا همه آقا مصطفی رو دوست داشتن و چرا اون یه قهرمانه. آقا مصطفی خیلی شجاع بود و از هیچ چیزی نمیترسید. اون همیشه به فکر دیگران بود و دوست داشت به همه کمک کنه.

کتاب آقا مصطفی، اثری ارزشمند از مجموعه قهرمان من است که توسط انتشارات کتابک به چاپ چهارم رسیده است. این کتاب 48 صفحهای با قطع وزیری، با استفاده از تصاویر زیبا و مرتبط، خواننده را به دنیای پرماجرای دفاع از حرم میبرد.
در مقدمه این کتاب ارزشمند می خوانیم:
شهریور ۱۳۶۵ که پایش به دنیا باز شد، کسی فکرش را هم نمی کرد که روزی امام خامنه ای از نوجوانها و جوانها بخواهد مثل او زندگی کنند؛ مثل مصطفی.
کودکی اش را در شوشتر و اهواز گذراند و نوجوانی اش را در مازندران و شهریار دیپلمش را که گرفت رفت حوزه علمیه اما بعد از مدتی فهمید که نمیتواند از پس درسهای حوزه برآید و طلبه ی خوبی شود.
از حوزه به دانشگاه رفت و چند سالی هم آنجا درس خواند داعشیها که به سوریه حمله کردند تصمیم گرفت بشود جزو مدافعان حرم
روزهای اول جنگ سپاه داوطلبان ایرانی را به سوریه اعزام نمیکرد یکی دو ماه تلاش کرد تا لهجه ی افغانی را یاد بگیرد.
بعد به مشهد رفت خودش را افغانی جا زد و با نام جهادی سید ابراهیم راهی سوریه شد.
جنگ را خوب میفهمید و سر نترسی داشت و خیلی زود فرمانده گردان شد.
سردار سلیمانی در اولین دیدار عاشقش شد و درباره اش گفت: یک جوان تو دل برویی بود آدم لذت میبرد نگاهش کند؛ من واقعاً عاشقش بودم.
آن وقت این جوان چون ما راهش نمیدادیم بیاید اینجا رفته بود مشهد در قالب فاطمیون به اسم افغانستانی خودش را ثبت نام کرده بود تا به اینجا برسد زرنگ به این میگویند
مصطفی صدرزاده سرانجام در آبان ۹۴ در روز تاسوعا در نزدیکیهای شهر حلب به شهادت رسید و پسرش محمد علی و دخترش فاطمه را در میان ما جا گذاشت.
در یکی از داستانهای کتاب می خوانیم:

کتاب آقا مصطفی، کتابی مناسب برای پرورش روحیه ایثار و شهادت در نوجوانان و جوانان است. این کتاب با روایتی جذاب از زندگی شهید مصطفی صدرزاده، به مخاطب میآموزد که چگونه میتوان در راه دفاع از حق و حقیقت ایستادگی کرد.
کلوپ جدید بیشتر بچه ها را کشانده بود سمت خودش حتی بچه های بسیج جو ناسالم آن جا روی بچه ها اثر گذاشته بود تغییر رفتار آنها مصطفی را به فکر انداخت.
رفت پیش حاج آقا بهرامی از اوضاع خراب کلوپ برایش تعریف کرد و گفت: میخوام یه پلی استیشن بخرم که کسی مجبور نشه برا بازی بره اونجا با پول خودش یک پلی استیشن سونی یک تلویزیون و یک تفنگ بادی خرید بچه ها را جمع کرد و به آنها گفت: از امروز برای بازی بیاین همینجا دیگه نیاز نیست کسی بره توی کلوپ
بچه ها می آمدند پایگاه بسیج قرآن حفظ میکردند و مصطفی هم به آنها اجازه میداد پلی استیشن بازی کنند آنهایی که بیشتر و بهتر قرآن را حفظ میکردند یا کار ویژه ای برای بسیج انجام میدادند اجازه داشتند یک شب پلی استیشن را به خانه ببرند.
روز به روز استقبال بچه ها بیشتر شد و دیگر یک دستگاه برایشان کافی نبود.
چند روز بعد مصطفی یک پلی استیشن دیگر هم خرید تا بچه ها کمتر در نوبت بازی بایستند.
چرا این کتاب رو بخونیم؟
- داستانهای خوشگل: این کتاب پر از داستانهای هیجانانگیز و خواندنیه که هر صفحه ش براتون یه سورپرایز داره.
- یه دوست جدید پیدا کنیم: با خوندن این کتاب، با آقا مصطفی، یه دوست جدید و خیلی خوب آشنا میشیم.
- یاد بگیریم قوی باشیم: آقا مصطفی به ما یاد میده که باید همیشه قوی و شجاع باشیم و از حقمون دفاع کنیم.
- یه قهرمان داشته باشیم: آقا مصطفی یه قهرمان واقعی بود و ما میتونیم از اون الگو بگیریم.
- تصویرهای قشنگ: این کتاب پر از تصویرهای قشنگ و رنگیه که داستان رو جذابتر میکنه.
برای کی خوبه این کتاب؟
این کتاب برای همه بچههای کنجکاو و باهوشی که دوست دارن داستانهای واقعی و آموزنده بخونن، خیلی خوبه.
حالا یه سوال:
- اگه تو هم مثل آقا مصطفی یه کار قشنگ انجام بدی، دوست داری بقیه بچهها راجع به کار تو چی بگن؟
این کتاب بهت یاد میده که همیشه به خودت و بقیه کمک کنی و یه آدم خوب باشی.

کتاب آقا مصطفی، هدیهای مناسب برای تمام کسانی است که به دنبال الگوهای موفق هستند. این کتاب با زبانی ساده و روانی، زندگی شهید مصطفی صدرزاده، فرمانده شجاع مدافعان حرم حضرت زینب سلام الله علیها را به تصویر میکشد.
پس همین الان برو و این کتاب قشنگ رو بخر و بخون!
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.