آقا داماد: روایتی از زندگی شهید عباس دانشگر، الگویی برای نوجوانان
کتاب «آقا داماد» اثری خواندنی و جذاب، بیست و یک خاطرهی شیرین از زندگی شهید عباس دانشگر، جوان دهه هفتادی و پرشور را به تصویر میکشد. این کتاب به قلم محسن حسنزاده، نویسندهی جوان، و با تصویرگری مهدی رمضاننژاد، داستانی آموزنده و الهامبخش را برای نوجوانان روایت میکند.
این کتاب به معرفی جنبههای مختلف شخصیتی شهید دانشگر، از جمله ویژگیهای رفتاری پسندیده او، میپردازد و با بیانی ساده و جذاب، مخاطب را با این شهید بزرگوار آشنا میسازد. تصاویر کتاب نیز با چهرهپردازی واقعی، به درک بهتر داستان کمک میکنند.
در مقدمه کتاب می خوانیم:
بعضی ستاره ها قبل از آن که بروند در آسمان روی زمین پیش ما بودند. نور داشتند، اما نورشان را کسی نمیدید تا این که خدا چیدشان و بردشان سر جای خودشان توی آسمان عباس هم از این ستاره ها بود.
سالهای خوش کودکی عباس مثل برق و باد گذشتند بعد از کنکور در رشته افسری دانشگاه امام حسین (ع) قبول شد.
عباس جمع دوستانه ای را توی دانشگاه شکل داد آنها مراسم های مختلفی توی دانشگاه برگزار میکردند.
آن قدر پرانرژی و خوش فکر بود که سردار اباذری که آن روزها جانشین فرماندهی دانشگاه بود او را به دفتر خودش آورد.
بعد از سه سال به فکر ازدواج افتاد و دختر عمویش را به نامزدی انتخاب کرد.
مراسم نامزدیشان را ساده ی ساده برگزار کردند قرار بود که عباس چندماه بعد آقاداماد شود. همه منتظر بودند که عباس را توی لباس دامادی ببینند.
اما آن روزها توی سوریه جنگ شده بود و اوضاع هر روز بدتر میشد.
بهار سال ۱۳۹۵ بود که دلش طاقت نیاورد؛ سردار اباذری را راضی کرد و اعزام شد به سوریه
اگر دنبال نشانی از این ستاره میگردی سری به امامزاده اشرف سمنان بزن او را در حال درخشیدن میبینی
ویژگیهای کلیدی کتاب «آقا داماد»:
- روایتهای خواندنی و جذاب برای نوجوانان
- معرفی شخصیت شهید مدافع حرم، عباس دانشگر
- بیان ساده و جالب ویژگیهای رفتاری مثبت
- تصاویر با چهرهپردازی واقعی
- مناسب برای آشنایی با زندگی و اهداف شهدای مدافع حرم
- بیان ارزشهای دینی در قالب داستانی مفید
یکی از مخاطبین دربارهی این کتاب گفته است: «با زندگی شهدای مدافع حرم و هدفشون آشناتر شدم. ممنونم.»
قسمتی از این کتاب ارزشمند:
تعطیلات تابستانی

«آقا داماد»، روایتی شیرین از زندگی یه جوون دهه هفتادی که الگوی خیلیها شد. یه کتاب جذاب برای نوجوونها.
عباس اهل کار کردن بود، تابستان داغ سمنان از راه رسیده بود و عباس تازه از درس و مدرسه فارغ شده بود؛ اما این فراغت را دوست نداشت و حوصله اش سر میرفت همراه برادر بزرگش محمد مهدی صبح ها از خانه بیرون میزد و دو نفری دنبال کار میگشتند.
بعد از پرس و جو از این و آن بالاخره کاری پیدا کردند. قرار بود هر روز صبح به عنوان نیروهای جهاد سازندگی به یکی از پارکهای حاشیه شهر بروند و درختها را هرس کنند و آب بدهند.
پدر و مادر از این که عباس و محمد مهدی با سختی های کار کردن آشنا می شوند راضی بودند.
هر روز ساعت هفت و نیم صبح نان و پنیر و بطری آبی را که مادر برایشان توی فریزر میگذاشت بر میداشتند و راهی پارک کومش میشدند.
دو و نیم بعد از ظهر از زیر تیغ آفتاب خلاص میشدند و با لپهای گل انداخته، صورت های آفتاب سوخته و لبهای خشک شده به خانه بر میگشتند؛
بعد از این کارهای سخت تجربه گرفتن اولین دستمزد برای عباس دل چسب و شیرین بود.
اگر به دنبال کتابی هستید که:
- پر محتوا و خواندنی باشد.
- راه و هدف شهدا را نشان دهد.
- ارزشهای دینی را در قالب داستانی مفید بیان کند.
خواندن کتاب «آقا داماد» را به شما توصیه میکنیم.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.